ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(93) - طریقت(8) ، حقیقت(8)

«اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و متّعنی بهدی صالح لا استبدل به و طریقة حقّ لا ازیغ عنها»(1)
 
«خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود بفرست و مرا به هدایت شایسته ای که آن را با چیز دیگری عوض نکنم و طریقت و راه حقی که از آن منحرف نشوم بهره مند و مجهّز کن.»
 
 
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) واژه های: «طریقت» و «حقّ» که در معنا و به معنای «حقیقت» است را که از اصطلاحات کلیدی مکتب تصوّف هستند به کار برده اند و از خدای تعالی درخواست کرده اندتا ایشان را از«طریقت حقّ» ؛ یعنی «طریقتی» که به «حقیقت» می رساند و منجر می شود بهره مند گرداند.این دو اصطلاح در اینجا در یک هماهنگی کامل با هم که تداعی کننده آموزه های مکتب تصوّف است به وسیله حضرت(ع) به کار گرفته شده اند.زیرا در مکتب تصوّف ، «طریقت» راهی است که سالک با سلوک در آن به «حقیقت» بار می یابد.
نکته بسیار مهمّی که در این متن موجود است و بنده نیز با الهام گرفتن از قرآن و اهل بیت(ع) و بزرگان سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی آن را به عنوان بهترین راه تشخیص اینکه کدام راه ، راه خدا است و چه کسی ولیّ خدا است در مقاله ای در وبلاگ: «تصوّف شیعی» مطرح کرده ام این است که باز هم حضرت(ع) و اینبار در متن بالا از خدای تعالی درخواست می کند تا او را به «طریقت حقّ» راهنمایی و هدایت کند و خود را در رابطه دخیل و موثّر نمی داند و نمی بیند.پس بهترین راه تشخیص راه حقّ و ولیّ بر حقّ خدا اعتماد به خود خدا و درخواست از او است تا او در خواب و بیداری ، ولیّ بر حقّ خود را که اینک در جامعه حضور فیزیکی دارد به ما نشان بدهد.این مسئله باعث ایجاد اطمینان قلبی در شخص می شود.در حالی که اعتماد کردن به دیگران و آرای آن ها چنین اطمینان قلبی ای را به وجو نمی آورد.مگر آنکه با اعتماد به آرای آن ها و با رو در رو شدن با وی باز هم خدا با قلبمان حرف بزند و دلمان به حقّانیّت او گواهی دهد.اما باز هم تکرار می کنیم که بهترین راه همان است که گفته آمد.  
            -------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای20